شمس سراج عفيف
483
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
مزاج حضرت شاه بر او بغايت و بينهايت صالح بود خانجهان براي گذرانيدن مكث مينمود - همدرين ميان بتقدير حضرت سبحان جل جلاله و عم نواله كار ملك عبد إله كاركن پيش ملك شمس الدين افتاد - چنانچه ملك عبد إله مذكور پيش حضرت جهاندار مشهور بصريح كلمات قبيح ابو رجا به زبان مليح بيرون داد - و ابواب راستي بدرستي و درشتي كشاد - راويان روايت كردهاند - و برين جمله بازنمودهاند كه ملك عبد إله كاركن از آل پادشاهان خراسان بود - به حضرت فيروز شاه خدمت ميكرد - مانا كه ملك عبد إله مذكور دو پرگنه داشته - دران هردو پرگنه از رقم ديواني و محصول قانوني زيادت حاصل ميشد ملك شمس الدين هم در پرگنات او پيچيد - و كاركنان او را آزاريد - و در مباحثه و محاسبه كشيد - خانجهان نيز چون اصحاب تمييز از سبب مصلحت الفاظ معاملت از زبان كشيد - عبد إله كاركن بر ملك شمس الدين منت بسيار كرده - و از دل و جان برو رجوع آورده - چون مصداق ابو رجا بر پيچش بود منت عبد إله نشنيد - ملك عبد إله كاركن از احوال اين حال بر خانجهان گفته تا ابو رجا را از سر من بازدارد - دران محل خانجهان بر ملك عبد إله مذكور گفت كه خصال ابو رجا كه افعال او قبيحست تا چيزي نستاند هرگز از پيچيدن نماند درين محل دستور اكمل بر ملك عبد إله بسيار گفت - و بعده